توسعه پایدار روستاها، زیربنای توسعه پایدار کشور است
اگر از من بپرسند توسعه پایدار ایران باید از کجا آغاز شود، بدون تردید خواهم گفت؛ از روستا.
این سخن به معنای کماهمیت بودن شهرها نیست، بلکه بر پایه یک واقعیت است. توسعه پایدار روستاها، در بسیاری از موارد سادهتر، کمهزینهتر و سریعتر از توسعه پایدار شهرهاست. نه به این دلیل که شهرها اهمیت کمتری دارند، بلکه به این دلیل که شهرها امروز با مجموعهای از مسائل پیچیده مانند تمرکز جمعیت، حاشیهنشینی، ترافیک، آلودگی، بحران مسکن و آسیبهای اجتماعی روبهرو هستند. بسیاری از این مشکلات نیز ریشه در تضعیف روستاها دارد. به همین دلیل معتقدم یکی از مهمترین راهحلهای توسعه پایدار شهرها، از آبادانی روستاها میگذرد.
ایران، کشوری روستامحور است. بخش بزرگی از ظرفیتهای طبیعی، تاریخی، فرهنگی، کشاورزی، گردشگری، صنایع دستی، منابع انسانی و حتی فرصتهای سرمایهگذاری در روستاهای این سرزمین قرار دارد. هر روستای ایران، اگر درست شناخته و مدیریت شود، میتواند به بستری برای تولید، کار، نوآوری و خلق ارزش تبدیل شود. مشکل ما کمبود ظرفیت نیست؛ مشکل، نداشتن نگاه توسعهمحور و مدیریت منسجم است.
اگر توسعه پایدار از روستا آغاز شود، نخستین نتیجه آن، آبادانی روستاها و شکلگیری ثروت پایدار خواهد بود. زمانی که فرصت کار، سرمایهگذاری و زندگی شرافتمندانه در روستا فراهم شود، بسیاری از کسانی که سالها پیش به اجبار مهاجرت کردهاند، انگیزه بازگشت پیدا خواهند کرد. بازگشت جمعیت به روستاها، تنها به معنای افزایش جمعیت نیست؛ بلکه به معنای بازگشت دانش، سرمایه، تجربه و امید است.
با این اتفاق، فشار جمعیتی از دوش حاشیه شهرها برداشته میشود و در ادامه، شهرها نیز فرصت پیدا میکنند تا به جای رشد بیبرنامه، توسعهای متوازن را تجربه کنند. توسعه پایدار، رقابت میان شهر و روستا نیست؛ ایجاد تعادل میان آنهاست.
من توسعه ایران را زنجیرهای به هم پیوسته میدانم. روستاهای آباد، بخشهای آباد میسازند. بخشهای آباد، شهرستانهای آباد را شکل میدهند. شهرستانهای آباد، استانهای آباد میآفرینند و استانهای آباد، کشوری آباد، قدرتمند و مرفه خواهند ساخت. اگر این زنجیره از نخستین حلقه آن، یعنی روستا، تقویت شود، نتیجه آن در سراسر کشور دیده خواهد شد.
در چنین الگویی، شهرها نیز پیشرفت خواهند کرد؛ اما پیشرفتی متوازن، انسانی و پایدار. آن زمان میتوانیم از کشوری سخن بگوییم که طبیعت آن بهتر صیانت شده، منابعش هوشمندانهتر مدیریت میشود، فرصتهای اقتصادی عادلانهتر توزیع شده و مردم آن از رفاه بیشتری برخوردارند.
یکی از بزرگترین فرصتهای امروز ایران، میلیونها جوان تحصیلکرده، متخصص و باانگیزه است. باور دارم اگر دولت تنها موانع را بردارد و نقش تسهیلگر را ایفا کند، همین نسل میتواند بار اصلی توسعه پایدار روستاها را بر دوش بگیرد. در روستاها، اثرگذاری این نیرو بسیار بیشتر از شهرهاست؛ زیرا هر اقدام کوچک، میتواند تحولی بزرگ در زندگی یک جامعه محلی ایجاد کند.
توسعه پایدار روستایی، به باور من، مهمترین راهبرد فقرزدایی در ایران است. روستاهای آباد یعنی امنیت غذایی کشور، یعنی توزیع عادلانهتر ثروت، یعنی حفاظت از منابع طبیعی، یعنی کاهش مهاجرت، یعنی احیای فرهنگهای بومی و یعنی توجه دوباره به ریشههای تاریخی و تمدنی ایران.
مردم روستا، بیش از هر کس دیگری به خاک، طبیعت و سرزمین خود تعلق خاطر دارند. همین دلبستگی، بزرگترین سرمایه توسعه پایدار است. توسعه واقعی زمانی اتفاق میافتد که مردم بومی، خود مدیران و صاحبان آینده سرزمینشان باشند. باید فرهنگ توسعه در روستاها دوباره جان بگیرد و روستاییان برای ساختن آیندهای بهتر بسیج شوند. دانش، فناوری، آموزش، سرمایه و بازار نیز باید از هر نقطهای که لازم باشد، در اختیار آنان قرار گیرد. این یک برنامه عمرانی نیست؛ یک عزم ملی میخواهد.
در سالهای گذشته، تجربه توسعه پایدار روستای شانهتراش برای من و همکارانم، تجربهای ارزشمند و امیدبخش بوده است. این تجربه نشان داد که اگر مردم، بخش خصوصی، متخصصان و نهادهای حاکمیتی در کنار یکدیگر قرار بگیرند، حتی یک روستای کوچک نیز میتواند به الگویی برای توسعه پایدار تبدیل شود. من معتقدم شانهتراش تنها یک روستا نیست؛ آغاز مسیری است که میتواند راه را برای هزاران روستای دیگر ایران هموار کند تا با همکاری، مشارکت و اتکا به ظرفیتهای بومی، مسیر توسعه پایدار را طی کنند.
من آینده ایران را در تمرکز بیشتر جمعیت در شهرها نمیبینم. آینده ایران را در روستاهایی میبینم که دوباره زنده میشوند، تولید میکنند، ثروت میآفرینند، فرهنگ خود را حفظ میکنند و امید را به نسلهای آینده بازمیگردانند.
توسعه پایدار ایران، از روستا آغاز میشود و روستاهای آباد، زیربنای ایرانی آباد خواهند بود.




