پارادایم‌شیفت روستا؛ از فقرزدایی تا ثروت پایدار

پارادایم‌شیفت روستا؛ از فقرزدایی تا ثروت پایدار

یکی از بزرگ‌ترین خطاهای سیاست‌گذاری توسعه روستایی در دهه‌های گذشته، نگاه به روستا به‌عنوان کانون فقر و محرومیت بوده است. بر همین اساس، بسیاری از برنامه‌ها بر توزیع منابع، پرداخت تسهیلات و اجرای پروژه‌های عمرانی متمرکز شدند. این اقدامات اگرچه در مقاطعی بخشی از مشکلات را کاهش دادند، اما نتوانستند چرخه فقر، مهاجرت، کاهش جمعیت، تخریب طبیعت و افول اقتصاد روستا را متوقف کنند. امروز ادبیات توسعه در جهان از یک تغییر بنیادین سخن می‌گوید؛ تغییری که با عنوان Paradigm Shift یا «پارادایم‌شیفت» شناخته می‌شود. در این نگاه، روستا دیگر یک منطقه محروم نیست که صرفاً نیازمند کمک باشد، بلکه یک زیست‌بوم ارزشمند برای خلق ثروت، نوآوری، سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار است.

سازمان‌هایی مانند بانک جهانی (World Bank)، برنامه توسعه ملل متحد (UNDP)، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) در سال‌های اخیر با مفاهیمی همچون Rural Transformation، Place-based Development و Regenerative Development بر این نکته تأکید کرده‌اند که توسعه روستا زمانی پایدار خواهد بود که بر ظرفیت‌های بومی، مشارکت مردم، نوآوری، بهره‌وری، زنجیره‌های ارزش و حفاظت از سرمایه‌های طبیعی استوار باشد، نه بر توزیع مستمر منابع مالی.

این تغییر نگاه، تفاوتی اساسی میان دو رویکرد ایجاد می‌کند. در پارادایم قدیم، هدف کاهش فقر بود؛ اما در پارادایم جدید، هدف خلق ثروت پایدار است. در گذشته، توسعه با تخصیص بودجه تعریف می‌شد؛ امروز با ایجاد ارزش، افزایش بهره‌وری و توانمندسازی جامعه محلی سنجیده می‌شود. در گذشته، روستا مصرف‌کننده منابع بود؛ امروز باید تولیدکننده ثروت، دانش، فرهنگ و سرمایه اجتماعی باشد.

وقتی یک روستا وارد مسیر توسعه پایدار می‌شود، تنها ظاهر آن تغییر نمی‌کند؛ بلکه تمام اجزای آن دگرگون می‌شود. فقر جای خود را به ثروت پایدار می‌دهد. تخریب طبیعت به حفاظت و احیای اکوسیستم‌ها تبدیل می‌شود. خانه‌های فرسوده به دارایی‌های ارزشمند فرهنگی و اقتصادی بدل می‌شوند. زیرساخت‌های ناکارآمد جای خود را به زیرساخت‌های هوشمند می‌دهند. زشتی به زیبایی، ناامیدی به امید، بیکاری به اشتغال پایدار و وابستگی به کارآفرینی تبدیل می‌شود. در نهایت نیز مهم‌ترین پیامد این تحول، تغییر جهت جریان مهاجرت است؛ روستایی که روزگاری مردم از آن کوچ می‌کردند، به مقصدی برای زندگی، سرمایه‌گذاری و بازگشت سرمایه انسانی تبدیل می‌شود.

چنین تحولی تنها با اجرای چند پروژه عمرانی محقق نمی‌شود. توسعه پایدار زمانی شکل می‌گیرد که اقتصاد، محیط زیست، فرهنگ، آموزش، حکمرانی محلی و مشارکت مردم در قالب یک اکوسیستم واحد طراحی شوند. تجربه بسیاری از کشورهای موفق نیز نشان می‌دهد که روستاهایی توانسته‌اند مسیر توسعه را طی کنند که بر مزیت‌های رقابتی خود تمرکز کرده، زنجیره‌های ارزش ایجاد نموده و مردم را از دریافت‌کننده خدمات به بازیگران اصلی توسعه تبدیل کرده‌اند.

تجربه روستای شانه‌تراش در غرب مازندران نیز تلاشی در همین مسیر است. این تجربه با این پیش‌فرض آغاز شد که توسعه روستا صرفاً به معنای ساخت اقامتگاه یا جذب گردشگر نیست، بلکه باید از شناسایی ظرفیت‌های بومی، جلب اعتماد جامعه محلی، حفاظت از طبیعت، احیای معماری بومی، برندسازی مقصد، ایجاد زنجیره‌های ارزش، آموزش، کارآفرینی و مشارکت بخش خصوصی آغاز شود. شانه‌تراش هنوز در ابتدای این مسیر قرار دارد، اما نشان داده است که اگر توسعه بر پایه خلق ارزش طراحی شود، حتی یک روستای کوچک نیز می‌تواند به الگویی برای توسعه پایدار تبدیل شود و الهام‌بخش صدها روستای دیگر باشد.

آینده توسعه ایران در گرو تغییر همین نگاه است. تا زمانی که روستا را محل هزینه بدانیم، ناچار خواهیم بود هر سال هزینه بیشتری برای جبران پیامدهای فقر، مهاجرت، حاشیه‌نشینی، تخریب محیط زیست و نابرابری بپردازیم. اما اگر روستا را به‌عنوان زیست‌بوم خلق ارزش، امنیت غذایی، نوآوری، گردشگری، صنایع خلاق و سرمایه اجتماعی ببینیم، توسعه پایدار از یک آرمان به یک واقعیت تبدیل خواهد شد.

پارادایم‌شیفت روستا، تنها تغییر در شیوه توسعه یک روستا نیست؛ این تغییر، آغاز دگرگونی در شیوه توسعه ایران است. آینده کشور از جایی آغاز می‌شود که روستا دیگر نماد محرومیت نباشد، بلکه به نماد امید، ارزش‌آفرینی، ثروت پایدار و تمدن‌سازی تبدیل شود. این همان مسیری است که می‌تواند روستا را از حاشیه سیاست‌گذاری به متن آینده ایران بازگرداند.

یادداشتی از سید علیرضا کاظمی دولابی
پیمایش به بالا