تعاریف صنایع خلاق از نگاه جهانی

تعاریف صنایع خلاق از نگاه جهانی

مروری بر معتبرترین تعاریف بین‌المللی و سیر تحول مفهوم صنایع خلاق

«صنایع خلاق» یکی از مفاهیمی است که در سه دهه گذشته جایگاه ویژه‌ای در ادبیات توسعه اقتصادی، فرهنگی و صنعتی جهان پیدا کرده است. با این حال، برخلاف بسیاری از مفاهیم اقتصادی، هنوز تعریف واحد و جهان‌شمولی برای آن وجود ندارد. دلیل این موضوع نیز روشن است؛ صنایع خلاق در نقطه تلاقی فرهنگ، هنر، فناوری، نوآوری، کارآفرینی و اقتصاد قرار گرفته‌اند و هر سازمان بین‌المللی متناسب با مأموریت خود، این مفهوم را از زاویه‌ای متفاوت تفسیر کرده است. مرور تعاریف معتبر جهانی نشان می‌دهد که اگرچه واژگان و رویکردها متفاوت هستند، اما همگی بر چند اصل بنیادین اتفاق نظر دارند؛ خلاقیت، سرمایه فکری، نوآوری، مالکیت فکری، خلق ارزش اقتصادی و توسعه پایدار مهم‌ترین ارکان صنایع خلاق محسوب می‌شوند.

۱. وزارت فرهنگ، رسانه و ورزش بریتانیا (DCMS)؛ آغازگر مفهوم مدرن صنایع خلاق

نخستین تعریف رسمی و سیاست‌گذارانه از صنایع خلاق در سال ۱۹۹۸ توسط Department for Culture, Media and Sport (DCMS) در بریتانیا ارائه شد؛ تعریفی که بعدها مبنای سیاست‌گذاری بسیاری از کشورها قرار گرفت. در این تعریف آمده است:
«صنایع خلاق، صنایعی هستند که منشأ آن‌ها خلاقیت، مهارت و استعداد فردی است و از طریق تولید و بهره‌برداری از مالکیت فکری، ظرفیت ایجاد ثروت و اشتغال را دارند.»
این تعریف برای نخستین بار خلاقیت را به عنوان یک دارایی اقتصادی معرفی کرد و نشان داد که هنر و فرهنگ می‌توانند همانند صنایع سنتی، موتور رشد اقتصادی باشند.

۲. UNCTAD؛ اقتصاد خلاق در خدمت توسعه

کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (UNCTAD) جامع‌ترین تعریف اقتصادی از صنایع خلاق را ارائه کرده است.
بر اساس گزارش اقتصاد خلاق این سازمان:
«صنایع خلاق چرخه‌های خلق، تولید و توزیع کالاها و خدماتی هستند که از خلاقیت و سرمایه فکری به عنوان نهاده اصلی استفاده می‌کنند. این صنایع مجموعه‌ای از فعالیت‌های دانش‌بنیان هستند که ضمن ایجاد درآمد از طریق تجارت و حقوق مالکیت فکری، اهداف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را نیز دنبال می‌کنند.»
در این تعریف، صنایع خلاق نه تنها بخشی از اقتصاد، بلکه پیونددهنده فرهنگ، تجارت و توسعه معرفی می‌شوند.

۳. UNESCO؛ فرهنگ در قلب صنایع خلاق

سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (UNESCO) نگاه خود را بر ارزش فرهنگی صنایع خلاق متمرکز کرده است. طبق چارچوب آماری فرهنگ یونسکو:
«صنایع فرهنگی و خلاق، فعالیت‌هایی هستند که هدف آن‌ها خلق، تولید، ترویج، توزیع و بهره‌برداری از کالاها، خدمات و فعالیت‌هایی است که منشأ آن‌ها بیان فرهنگی، خلاقیت فردی یا جمعی و میراث فرهنگی است.»
در این رویکرد، صنایع خلاق علاوه بر ارزش اقتصادی، ابزاری برای حفظ تنوع فرهنگی، هویت و توسعه پایدار هستند.

۴. WIPO؛ نگاه مبتنی بر مالکیت فکری

سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) صنایع خلاق را از منظر دارایی‌های فکری بررسی می‌کند.
در گزارش صنایع دارای حق مؤلف آمده است:
«صنایع خلاق، صنایعی هستند که فعالیت آن‌ها بر خلق، تولید، اجرا، پخش، نمایش یا توزیع آثار دارای حقوق مالکیت فکری استوار است.»
در این نگاه، ارزش اقتصادی صنایع خلاق از حقوق مالکیت فکری ناشی می‌شود و بدون حفاظت از این حقوق، اقتصاد خلاق نیز شکل نخواهد گرفت.

۵. UNIDO؛ صنایع خلاق به عنوان ابزار توسعه صنعتی

سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO) صنایع خلاق را بخشی از اقتصاد دانش‌بنیان می‌داند که می‌تواند به توسعه صنعتی و افزایش رقابت‌پذیری کشورها کمک کند. در پروژه‌های توسعه‌ای این سازمان، صنایع خلاق چنین توصیف می‌شوند:
«صنایع خلاق، فعالیت‌هایی هستند که با تلفیق فرهنگ، طراحی، فناوری، نوآوری و تولید، محصولات و خدماتی با ارزش افزوده بالا ایجاد کرده و موجب توسعه صنعتی، اشتغال، صادرات، ارتقای کیفیت و توانمندسازی جوامع محلی می‌شوند.»
در رویکرد یونیدو، طراحی، نوآوری و زنجیره ارزش سه عنصر کلیدی صنایع خلاق هستند.

۶. اتحادیه اروپا (European Commission)

کمیسیون اروپا در کتاب سبز صنایع فرهنگی و خلاق، تعریف گسترده‌تری ارائه می‌دهد. در این سند آمده است:
«صنایع فرهنگی و خلاق، فعالیت‌هایی هستند که بر پایه ارزش‌های فرهنگی یا بیان هنری و سایر جلوه‌های خلاقانه شکل گرفته و ظرفیت ایجاد نوآوری، رشد اقتصادی، اشتغال و انسجام اجتماعی را دارند.»
در این نگاه، صنایع خلاق یکی از پیشران‌های اقتصاد دانش‌بنیان اروپا محسوب می‌شوند.

۷. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)

اگرچه OECD تعریف مستقلی از صنایع خلاق ارائه نکرده است، اما در گزارش‌های اقتصاد نوآوری تأکید می‌کند که:
«فعالیت‌های مبتنی بر خلاقیت، دانش، طراحی، نوآوری و دارایی‌های نامشهود، از مهم‌ترین منابع رشد بهره‌وری، رقابت‌پذیری و ارزش‌آفرینی در اقتصادهای پیشرفته هستند.»
از این منظر، صنایع خلاق یکی از مهم‌ترین اجزای اقتصاد مبتنی بر دانش به شمار می‌روند.

جمع‌بندی

مرور این تعاریف نشان می‌دهد که اگرچه هر سازمان از زاویه مأموریت خود به صنایع خلاق نگاه می‌کند، اما عناصر مشترک آن‌ها کاملاً روشن است. در همه این تعاریف، خلاقیت نقطه آغاز ارزش‌آفرینی، سرمایه فکری مهم‌ترین دارایی، مالکیت فکری ابزار حفاظت از نوآوری، کارآفرینی و بازار مسیر تبدیل ایده به ثروت، و فرهنگ زیربنای هویت و مزیت رقابتی محسوب می‌شوند.
بر همین اساس، می‌توان یک تعریف جامع از صنایع خلاق ارائه کرد:
صنایع خلاق مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی، فرهنگی و فناورانه هستند که بر پایه خلاقیت، دانش، فرهنگ، هنر، طراحی، نوآوری و مالکیت فکری شکل می‌گیرند و با تبدیل ایده‌ها و دارایی‌های نامشهود به محصولات، خدمات و تجربه‌های ارزش‌آفرین، موجب خلق ثروت، اشتغال، صادرات، نوآوری، حفظ هویت فرهنگی و تحقق توسعه پایدار می‌شوند.
این تعریف، حاصل اشتراک دیدگاه‌های معتبرترین نهادهای بین‌المللی از جمله DCMS، UNCTAD، UNESCO، WIPO، UNIDO، کمیسیون اروپا و OECD است و تصویری نسبتاً جامع از جایگاه صنایع خلاق در اقتصاد جهانی امروز ارائه می‌دهد.

یادداشتی از سید علیرضا کاظمی دولابی
پیمایش به بالا